به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرمانشاه، گاهی فاصله میان یک رویا تا...
به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرمانشاه، گاهی فاصله میان یک رویا تا واقعیت، نه چند صد کیلومتر که چند سال جنگیدن با بیتوجهی، کمبود امکانات و ناامیدی است. یاسر کرمی، دروازهبان 22 ساله کرمانشاهی، این مسیر را قدم به قدم پیمود؛ از روزهایی که برای حفظ آمادگی در پارک تمرین میکرد و حتی سالنی برای آمادهسازی نداشت تا روزی که تلفن وحید شمسایی، نامش را در فهرست تیم ملی فوتسال ایران نشاند. حالا او نخستین فوتسالیست تاریخ کرمانشاه است که پیراهن تیم ملی بزرگسالان را بر تن کرده؛ افتخاری که در کنار شیرینیاش، روایت تلخی از سالها بیمهری به فوتسال این استان را نیز با خود دارد. هنوز هم وقتی از یاسر کرمی درباره نخستین دعوتش به تیم ملی سؤال میکنی، قبل از هر چیز لبخند میزند؛ لبخندی که پشت آن سالها تلاش، سختی و مهاجرت از خانه برای رسیدن به رؤیایی بزرگ پنهان شده است. او در گفتوگو با خبرنگار تسنیم، داستانش را از 12 سالگی آغاز میکند؛ روزهایی که نخستین بار دستکش دروازهبانی را به دست کرد؛ انتخابی که به گفته خودش هیچوقت تغییر نکرد. کرمی میگوید: فوتسال را از 12 سالگی شروع کردم و از همان روز اول دروازهبان بودم. خیلی زود به تیم منتخب استان با هدایت آقایان ایرج ایزدی و عباس زندی دعوت شدم و همان سال همراه تیم منتخب کرمانشاه در مسابقات قهرمانی مدارس کشور که در تبریز برگزار شد، عنوان قهرمانی را به دست آوردیم. این تازه آغاز راه بود؛ راهی که قرار نبود هموار باشد. او افزود:چند سال بعد، وقتی 18 ساله شدم، یکی از دوستانم گفت باشگاه فرشآرای مشهد تست میگیرد. راستش اول اصلاً قصد رفتن نداشتم. فاصله کرمانشاه تا مشهد زیاد بود و ترک خانواده تصمیم آسانی نبود، اما در نهایت رفتم و همان تصمیم، زندگی فوتسالی من را تغییر داد. دروازهبان کرمانشاهی پس از موفقیت در تست، به تیم امیدهای فرشآرا پیوست و خیلی زود توانست نگاه کادر فنی تیم بزرگسالان را به خود جلب کند. یک فصل خیلی خوب را در امیدهای فرشآرا پشت سر گذاشتم. آقای قدرت بهادری که سرمربی تیم بزرگسالان بود، من را به تیم اصلی اضافه کرد و در 18 سالگی اولین بازیام را در لیگ برتر مقابل گهر سیرجان انجام دادم. سه سال در مشهد بازی کردم و همانجا تجربه واقعی لیگ برتر را به دست آوردم. اما نقطه اوج مسیر، تماس وحید شمسایی بود؛ تماسی که رؤیای سالهای کودکی را به واقعیت تبدیل کرد. کرمی با هیجان از آن روز یاد میکند:پوشیدن پیراهن تیم ملی همیشه بزرگترین آرزوی من بوده است. وقتی آقای شمسایی برای اولین بار من را به اردوی تیم ملی دعوت کرد، احساس کردم به یکی از بزرگترین آرزوهای زندگیام رسیدهام. آن زمان با 22 سال سن، جوانترین بازیکن اردوی تیم ملی بودم و پوشیدن لباس مقدس ایران، افتخاری بود که هیچوقت فراموشش نمیکنم. اما این گفتوگو خیلی زود از خاطرات شیرین فاصله میگیرد و به زخمی قدیمی میرسد؛ زخمی به نام فوتسال کرمانشاه. کرمی با لحنی گلایهآمیز میگوید: واقعیت این است که کرمانشاه دیگر فوتسال گذشته را ندارد. اگر وضعیت امروز را با 10 سال قبل مقایسه کنیم، تفاوت از زمین تا آسمان است. متأسفانه کسانی مدیریت این رشته را بر عهده گرفتند که شناخت کافی از فوتسال نداشتند و نتیجه آن را امروز میبینیم. او اما گلایه اصلیاش را از بیتوجهی مسئولان مطرح میکند؛ گلایهای که شاید تلخترین بخش این گفتوگو باشد. از روزی که فوتسال را شروع کردم تا امروز، حتی یک نفر از مسئولان، چه در هیئت فوتبال و چه در بخشهای دیگر، با من تماس نگرفته تا حتی یک تبریک ساده بگوید. وقتی برای نخستین بار در تاریخ فوتسال کرمانشاه به تیم ملی بزرگسالان دعوت شدم، انتظار داشتم حداقل این اتفاق برای مسئولان استان هم ارزشمند باشد، اما حتی یک تماس هم دریافت نکردم. او مکثی میکند و ادامه میدهد: تلختر اینکه برای آماده شدن جهت حضور در اردوی تیم ملی، حتی سالن تمرین هم نداشتم. بسیاری از تمریناتم را داخل پارک انجام دادم؛ نه به خاطر علاقه به تمرین در فضای باز، بلکه چون جای دیگری در اختیارم نبود. این جملات شاید بیش از هر آماری، حال و روز امروز فوتسال کرمانشاه را توصیف کند؛ استانی که روزگاری یکی از قطبهای فوتسال غرب کشور بود، اما امروز نخستین ملیپوش تاریخ خود را نیز بدون کوچکترین حمایت روانه تیم ملی میکند. کرمی با وجود همه این گلایهها، همچنان از آینده با امید حرف میزند. هدف نهایی من لژیونر شدن در اسپانیاست. به اعتقاد من، بهترین لیگ فوتسال دنیا در اسپانیاست و دوست دارم روزی در آنجا بازی کنم. از طرف دیگر، بزرگترین آرزویم این است که همراه تیم ملی قهرمانیهای بینالمللی کسب کنیم و دل مردم ایران را شاد کنیم. او درباره فصل آینده نیز میگوید: از چند تیم مدعی لیگ برتر پیشنهاد دارم که مس سونگون یکی از آنهاست. هنوز یک فصل دیگر با تیم قزوین قرارداد دارم، اما اگر بتوانم رضایتنامه بگیرم، دوست دارم پیراهن پرافتخارترین تیم فوتسال ایران را بر تن کنم. در پایان، کرمی موفقیتهایش را متعلق به خودش نمیداند و از مربیانی نام میبرد که در سالهای نخست کنارش بودند. از آقایان داریوش شیرازی، روحالله فریادی، عباس زندی و ایرج ایزدی صمیمانه تشکر میکنم. اگر امروز به تیم ملی رسیدهام، بخش مهمی از این مسیر را مدیون آموزشها و حمایتهای آنها هستم. شاید نام یاسر کرمی امروز برای بسیاری از مردم ایران تازه باشد، اما برای فوتسال کرمانشاه، او فقط یک دروازهبان نیست؛ نماد نسلی است که میان کمبود امکانات، بیتوجهی و مهاجرت، رؤیای پوشیدن پیراهن تیم ملی را زنده نگه داشت. حالا نخستین ملیپوش فوتسال تاریخ استان، راهی را باز کرده که اگر استعدادها دیده شوند و مسئولان مسئولیت خود را جدی بگیرند، میتواند به مسیری برای حضور نسل تازهای از فوتسالیستهای کرمانشاه در تیم ملی تبدیل شود. انتهای پیام/
دیدگاهتان را بنویسید